waste

•ژوئیه 20, 2010 • 2 دیدگاه

Who’s got a word?

lemme hear that: huh? Louder plz…             u’re so fucking far so I can’t hear u.

No.don get me wrong.this time,I’m not into talking shit. Then I must be searchin,huh?

gimme ur TRUE words;at least ur best effort!who’s into tellin me why?u don have a clue,babe.u don even know how to write ur will,do u?

Why? I know, guyz… I know I’m all the time into WHYs.but,help me out.who’s got  a word?do ur best.show me what u can say.huh? I can’t hear u.those lips… closed,Opened.still open… open… open………………………………….. God! I don believe it! U’re still open in ur mouth!!!!

u’re nothing.talk cheap.u do.don› even bother to make me understand.u clown.

U        f   c   u   k  ing-face-punched.

What exactly keeps u talkin? BLAH BLAH BLAH

Advertisements

amBguiT

•مه 15, 2010 • 4 دیدگاه

U’re such a shit talker …

What does it take to be free of life?

الکل زرد صنعتی،سطح ناآرام و مواج؛انعکاس زردی صورت من.و من؟

کیک نیم خورده ی بد طعم.عینک له شده.بوی سرکه.                                       

ماهی وحشی تنگ.موزیک محدود.هوای گرفته.

ضربان خطی شده ی قلب قورباغه.محدوده ی سیاهپوستان آمریکایی .

هوای بی درجه.هوای 37 درجه.همه چیز در نظمی مسخره.موزیک محدود.همه چیز هست. و من؟

یک کانون.یک کانون مغناطیسی،یک قلب تپنده.هنوز امید هست : جمله های بی سر و ته احمقانه.من اینجا می نویسم : خب به ک_ی_ر_م. هوای دل من ابریست،اندکی دیگر از آسمان دلم گُه خواهد بارید.

هوای مسخره.یک لیوان آ… .لیوان.گل. ل .ل اول،ل آخر.

همه چیز ، پژواکِ توهم .

هوا سرد شدددد د   د      د          د.قَ قَ قَ قَ … قناری هنوز زیر درخت انگور آویزان است.

 

لوبریکنتم . یو هَو لِسدَن وان مینِت.

پشت گردن،زیر بغل،محکم تر : حالا دوست داری توی بغلم بخوابی؟ دِ سابسکرایبِرز موبایل فون هَز بین سویچت آف.

من خواب .خواب من.خواب ها آشفتند؛ اسب ها.اسب ها.

Everyone will come to my funeral to make sure that I stay dead…

لختی درنگ،استاد هنوز می گرید.من می گریم.استاد در هوای بیرون می گرید.من در هوای استاد می گریم.استادها همیشه می گریند؟استریت ها چطور؟ آیا می توان گفت کسی به راه راست هدایت شده است؟ اشکال!

ورونیکا تصمیم می گیرد بدهد.

بوی آلوئه ورا.بوی آدامس.بوی حشره کش.مشام من زود عادت می کند.

دنیای محدود ما.ما ما ما ما ما.نه نه نه نه نه نه .ژاله و گل.تو از من .

چه کسی زیبا تر از من نوشت که آن جوجه ی کوچک کجا پنهان شد.

گردش یکنواخت و بی سر و ته روزگار. یو  هَو    لِسسسسسسدووَن      ووووووووووان مینِت.

How far You are n How safe u feel…

How does it feel to be a fcuking angel?

 

کمی نفس. نفس.نفس.نفس مفس فنس فسس سفس سفمس فمسس سسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس

 

 

StUcK

•مه 1, 2010 • نوشتن دیدگاه

من در اینجا گیر کرده ام!
انبوه اشباح ریز و درشتی که سایه های گذشتگان اند؛تصاویر موهومی که شکوهمند به چشم می آیند …

زمان ، در قالبی بی نقش ، یخ بسته ؛ ساعت ها پس و پیش می روند؛_جورج مایکل در هوای اتاق موج می زند و شارون توی سرم._گذشته و آینده در هم آمیخته اند و حال را به … داده اند.من در کجا گیر کرده ام؟

اتاقکی با شیشه های دودی ، اتفاقاتی که در اطراف من رژه می روند و من …

     این زندگی من است.

          نقش مرا که بازی می کند ؟ …

سایه وار به دیوار شیشه ای چسبیده ام … با ولع اطراف را می نگرم.چیزی نیست.شب هایِ ترسناکِ گذشته ، که اینک با شکوه اند و آدم هایِ حال به هم زن ، که حالا بی نظیر دیده می شوند.

گمان می کردم خود را در قلب یک قلعه ی سنگی حبس کرده ام ؛اما زمختی سنگ ها ، رنگ باخت.توهم از هوای قلعه ی قدیمی زدوده شد…

اتاقک شیشه ای کیوسک تلفن ، شهر پر سر و صدا ، شب ترسناک ؛مردم بی خواب و چشمان متعجب من. پای تلفن کیست ؟

بووووووووووووووووق

کسی نیست.زندگی خالی ست .زندگی پر است از گذشته…

صحنه ها.صحنه های اسرارآمیزی که با به یاد آوردنشان قالب تهی می کنم:

-پنجره ی آهنی ، صدای شر شر باران ، هوای نمدار و خاکستریِ 4 بعد از ظهرِ یک روز ابریِ زمستانی _____علوم،دیکته،دینی :دوم دبستان

 

-شازده کوچولوی کلاس آقای … .همان آقایی که دوستش داشتمبوووووووووووووووق .

نمره های 20 مهم نبود؛انشاهای دفتر سفید و قرمز_چه دلگیر شد و من نفهمیدم …

تو را می بخشم ؛ موضوع انشای این جلسه.

و چه کسی ماهرانه تر از من نگاشت؟ چه کسی اشک او را درآورد؟ پیرزن در خود می پیچید و اشک بر گونه اش روان بود و اشک او را می دیدم و صدای من می لرزید و بووووووووووووووووق

-زرد و مشکی : سبزِ ماشیِ زمینه ی نقاشیِ من؛هوای دم کرده ی ظهر و همکلاسی هایِ … .

یک عکس . یک مادر جدی و سیاه پوش و یک کودک زیبا و بی اندازه معصوم. ژاکتِ زردِ من.یک کیک مربعی شکل.زمینه یِ سیاهِ عکس.من و مامان ،یک جشن تولد دو نفره.

–        خانه ای بزرگ و خالی… تاریک و تاریک .جورج مایکل یا شارون . هیچ تصوری هم از خودم ندارم  _ب_و_و_و_و_و_ق

SpaceQuake

•مارس 9, 2010 • 2 دیدگاه

همه چیز در لرزشی یکنواخت …

تارهای خانه ی عنکبوت در ارتعاش …

سکونی عجیب؛ زمان در گذری شتابناک …

پاهای عنکبوت به گونه ای سهمناک در هوا در پیچ و تاب …عنکبوتِ پیرِ به پشت افتاده،در تسخیر ناتوانی … چشم به هر سو گرداندن ، نا امیدانه…

ردی از لکه های رنگین در سیاهچال زمان… پروانه ای که از آن او نشد…

زوزه ی  غم انگیز باد… تارهای یکی پس از دیگری در گسست…

و عنکبوتِ کماکان بی حرکت.

موجی از ترسی نقره فام در هزارتوی چشمان عنکبوت…پیچشی ناخوشایند و دودی در دل؛

صدای آب در دوردست ها…دنیای کاغذی من مچاله می شود…

u say

•فوریه 16, 2010 • 2 دیدگاه

1-God’s restlessly worrying; how u spoil or spend your life.may someone ask him take me out of the fcuking race?

2-What a beautiful morning … or … what a beautiful mourning?!

3-Hush! Day’s exchanging sun for the stars… lemme see,mine’s just appeared.radiating black light to the screen … see?

3.5-Talking about days,may someone break my hourglass?

?who’s gonna stop the rain

•ژانویه 19, 2010 • 3 دیدگاه

1- دلم براي گريه هاي A.J تنگ شده؛او بايد گريه كند تا دوباره دلم از زمين و زمان بگيرد… بايد ضجه بزند تا بي قرار و برافروخته شوم… او بايد تنهايي گريه كند و من بايد تنهايي به تماشايش بنشينم…

2- ديروز ساعت 25 به وقت محلي،كسي كه خيلي زيبا بوده،در ديگري غرق شده است.گفته مي شود او به زيبايي يك حشره بوده-شايد هم كمي كمتر.(نامش استبان نبوده،به گابريل بگوييد نگران نشود.)از ديگري خبري در دست نيست.

1- از ت َ م ا م شدن مي ترسم.

ت َ م ا م شدن را دوست ندارم.

ت َ م ا م شدن … آخه واسه چي؟

من ت َم ا م نمي شوم…

Don’t touch me … stay away from me… though u can be my baby

3- من ع َ ر و س َ ك ِ 16 دلاري نمي خوام.خرس خودمو دوست دارم.گير دادي ها! من نمي خوام بابا بشم.

72- دي.گه.دوس.تِت.نَ.دا.رَم .به همين زودي .لعنت به تو! كارت اعتباريمو هم جا گذاشتم!

5- يه قهوه ي سرد . اينقده سرد كه… چيز زيادي نمي خوام.يه كاپ قهوه، با فرمالدهيد و شكر.هوا يه كم مسخرست.بدنم به اندازه ي كافي سرد نشده.عقلم هنوز كار مي كنه. ميشه يه نفر پيراميدال رو اختراع كنه؟

6-من يه دزدم.

من يه دزد خطرناكم.

اگه باور نمي كني … مهم نيست.

من هنوز يه دزدم.

12- حسرت نخورم به خواب آن مادر/كه نوزاد نارسش را به گرمي در آغوش كشيده… كودك ممكن است هر لحظه از خواب بيدار شود.كسي چه مي داند؟ شايد مادر از خواب بيدار شود…

13-من از خوار سر ديوار فهميدم / كه استريت ها روي ديوار هم رشد مي كنند.

14- صد سال تنهايي …

كافي نيست … زيبا نيست… تنهايي در مرز زمان مي شكند.

بي حرمت مي شود.

تنهايي را دوست دارم.به تنهايي.شير كاكائو بي خاصيت است.

-1 –لعنت به هر چي قفله.قفل ها مي تونن بشكنن.قفل ها  با كليد باز ميشن.قفل ها قفل نيستن…قفل ها هم سيدني شلدون رو دوست دارن…

1- از الان شروع كن: حالم را به هم بزن  1  2  3

كار سختي نيست …

.

.

.

كمي بخند…

3-هيچ كاري آرامش بخش تر از ترسيم يك مستطيل نيست.البته اگه از گريه كردن خسته شدي.

5- چرا فكر مي كني اينجا هوا سرده؟ اونجا ابريه؟اينجا بارونيه. شايد بد نباشه يادت بياد اونور دنيا هم هوا يه كم مزه ي كاندوم مي ده.

15-ديروز تمام شد.كسي به من ثابت كند…

16- از.دي.وو.نه.با.زي.خس.ته.نِ.مي.شم! نِ.مي.شم. اصرار نكن.

17-كودك درونم را به آرامي از خواب بيدار مي كنم.آنقدر آرام كه ذهن اطلسي اش ذره اي چروكيده نشود.

به رويم نمي خندد.چرا كسي نيست بگويد چرا؟ من كودكم را دوست دارم.اصلا موضوع انشاي اين هفته همين خواهد بود!

كودك من كمي نگران است… معده اش زخم برداشته… كمي هم panic دارد.اما روي هم رفته حالش خوب است.ديگر شكلات هاي گران قيمت نمي خواهد.با دختر كبريت فروش هم قهر كرده است.

18-اينقدر ورم كرده ام كه ديگر توي لباسهايم جا نمي شوم!گمان مي كنم هوا كمي مرطوب شده باشد.

19-15هزار دلار و ساعت ارزان قيمتي كه ميتواني با آن تك تك لحظه هايي را كه بدون او ميگذرد نشاندار كني.غ َ م زَ د ِ گ ي

21-چراBrittany Murphy  مرد؟ و چرا امروز روزِ هواي پاك بود؟ هواي دهليزهاي ذهن من هميشه پاك است. نه… مشكل هوا نيست.كمي gay bar كم داريم.

1224543… –نوري ضعيف از پرده ي قديمي به اتاق رخنه مي كرد و خيال ها مي آشفت روي ديوار رو به رو.

او تنهاست…نه…خيلي هم تنها نيست؛خواهرش هم كنارش نشسته؛اما كاري با او ندارد…مزاحمش نمي شود.مي تواند به راحتي در سكوت شب ناكِ درد،غم بِكشِد.

R E S O N A T I N G . . . mmmmmmind

•ژانویه 18, 2010 • 6 دیدگاه

سمي كه نفس به نفس پيشتر مي خزد…رفتن يا نرفتن؟… شهر وان تركيه … زندگي مي كنم … آرشام پارسي به من … اگر كمك هاي …نمي دانم به چه حقي … نوشابه را نيم خورده رها كرديم … تايلند … يه كاره اومدي مي گي … اين هم خودش سال ديگه ميره استراليا … فرانسه هم جاي بدي نيست ها … خوابگاه هاي … سرمايه ي بيشتر … چرا به خدا توكل نمي كني؟ … امتحانات شروع شده… PKU … اساسا مسئله ي حجاب در اسلام … همه عمر بر ندارم … اه!گور پدر 3 نمره … خسته نمي شي از اين چيزي كه هميشه توي گوشته؟ … عادت دارم …musac … سازمان اتحاد اسلام در تركيه با همكاري … 1.75  و نه 2 … دندون … دندون دندونم كن، با دندون … جزوه رو مي تونست بياد از ما بگيره … لباس بي رنگش و عينك ته استكانيش … to be left outside alone … و لب هاي خشكيده ي من در آميزشي با ويتامينE … مامانم مي ميره؟… عملش سادست … من با دكتر صحبت مي كنم … فقط به خاطر خونريزي … نه … تحملشو ندارم،bye …ماشين مياري يا بيارم؟… از تو انتظار نداشتم … مامانت چند هفته پيش به من زنگ زد … چقده سكسي شدي!!! … سبزي پاك كردن … IQ و EQ بالايي داري … تست H I V  … تست كلاميديا رو مي تونم تخفيف بدم … گور بابات … دست و فيلم سوپر… س ِ ت ااااااااا رررررررررررررررررر ه … به جاي تو هم مي خندم … سوژه ي خندست،نه؟ … سام ، من، هتل … بيدار شو! … PPC … ياهو مسنجر و آدم هاي يكسره ON … آقايي كه من توي ك َ ف ِ ش    م ُ ر د َم sbhtwhonwyei …شن توي موهاش … كيسش نبوده … گي… قرار نيست جايي برن اينا … خودم ميام بيرون … سي لنسيو! … كلاغ … هري؟ … G.Puya … ننه شان مرده … صداي كشنده ي يخچال از آشپزخانه … بوي ترش عرق … تيك تاك … 1:37 … P.Diddy … راسپوتين … up,up,I go… فرمانيه … من نگفتم … مرسي … 911 … روپوش يادم رفت! … خانم آبرنگ … من از دنياي شما 2 چيز را … am I a rebel… حلقه پوشيده،ازدواج كرده … پيكريك اسيد … overseas و abroad … حامد … من از دختر ها بدم مي ياد …مگه ملت گي بازن؟؟؟ … چرا /چرا/چ / ر / ا دير كردي؟ چرا؟ … ه َ و ا ي ِ سَ ر د ِ پارك … دو تا بالشت … مسافرين محترم پرواز … ك ا ر ب ا م ا ز پ ي ن … والپروات هم … خواهش مي كنم … ****** دهنتو! كدوم قبري مردي؟ … call waiting … پاييني رو ببند،بالايي رو … اتريش،اين كشور … آخرش … بذار … همه ي گي ها بات اند.تو گي نيستي… دانشگاهشو تموم ن… از فرداش به من مي … فوتبال … اسائه ي ادب اونه كه … صاف كن! … MartinManiOffice … باران خانوم … چه كسي بود صدا زد faggot؟ … بستني دايتي … up,up,I go… ذهن يك پديده ي دايناميك … در سطح آلفاي ذهن … خوشحال شدم ! مي شم؟ نشدم؛ خوام شد … غلط كن … نننننننننچ! … ت َ ن ه ا ي ي … به نظر من گابريل گارسيا… ت َ تَ تَ تنها مي ميريم…